محلل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- تحلیل شده، تحلیل رفته.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary discutient ; dissolvent ; resolvent واژه هاى شامل محلل ـ (1)
- حلال گردانیده.
- هر آب که در آن شتران فرود آمده تیره و کدر ساخته باشند.
- حل کننده، تحلیل برنده.
- مردی که با زن سه طلاقه ازدواج میکند و او را طلاق میدهد تا آن زن بتواند دوباره با همسر پیشین خود ازدواج کند.
* عربی (اِمف.) #تحلیل شده، تحلیل رفته. #حلال گردانیده. #هر آب که در آن شتران فرود آمده تیره و کدر ساخته باشند.