محوطه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- محوطة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ambit ; cincture ; close ; compound ; enclosure ; garth ; haw ; lot ; precinct ; run واژه هاى شامل محوطه ـ (24)
- اسم زمینی که دور آن را دیوار کشیده باشند.
* عربی # محوطة