utilization

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بکارگیری، بهره برداری، بکارگرفتگی.سودمندی، استفاده ، مصرف، بکاربری.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(utilization): بازگشت به واژه utilization capacity utilization rate rate of capacity utilization utilization statistics water power utilization water utilization water utilization project استفاده عملى ،به کار بردن ،استعمال در دسترس قرار دادن ،تحويل ،در اختيار قرار دادن ،سودمندى ،استفاده ،مصرف ،بکاربرى ،بکارگيرى ،بهره بردارى ،بکارگرفتگى علوم مهندسى : استفاده روانشناسى : بهره بردارى بازرگانى : بکارگيرى علوم نظامى : کاربرد روزانه استفاده کلمات مرتبط(6)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary uti·lize v. Pronunciation:     ' yü-tə- ˌ līz Function:           transitive verb Inflected Form:  &nbsp -lized ; -liz·ing Etymology:          French utiliser, from utile Date:               1807 : to make use of : turn to practical use or account <I'm a great person for utilizing waste power ― Robert Frost> synonyms see USE   –uti·liz·able \- ˌ lī-zə-bəl\ adjective   –uti·li·za·tion \ ˌ yü-tə-lə- ' zā-shən\ noun   –uti·liz·er \ ' yü-tə- ˌ lī-zər\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}