vane

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بادنما، پره ، (مج. ) کسی یا چیزی که به آسانی قابل حرکت و جنبش باشد.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(vane): بازگشت به واژه vane arming vane compressor vane control vane damping vane guide vane inlet guide vane magnetic-vane meter nozzle guide vane polarized-vane meter soft vane meter turbine vane vane of windmill vane pump weather vane wind vane پره توربين ،بال ،پرده ،علامت بادنما،بادنما،پره ،(مج ).کسى يا چيزى که به اسانى قابل حرکت و جنبش باشد علوم مهندسى : قاشقک ورزش : پر گذاشتن به تير علوم هوايى : تيغه علوم نظامى : پرده جدا کننده کلمات مرتبط(15)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Vane n. Pronunciation:     ' vān Function:           biographical name Sir Henry 1613-1662 the Younger Eng. statesman]]> Vane n. Function:           biographical name Sir John Robert 1927-     Eng. pharmacologist]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}