مخبون
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- جامة در نوشته و دوخته.
- طعام پنهان کرده و ذخیره نهاده برای روزهای سختی.
- در علم عروض سبب خفیفی که در اول رکن باشد اسقاط حرف ساکن آن کرده شود چنان که از «فا» در فاعلاتن «الف» بیندازند «فعلاتن» شود.
* عربی (اِمف.) #جامة در نوشته و دوخته. #طعام پنهان کرده و ذخیره نهاده برای روزهای سختی. #در علم عروض سبب خفیفی که در اول رکن باشد اسقاط حرف ساکن آن کرده شود چنان که از «فا» در فاعلاتن «الف» بیندازند «فعلاتن» شود.