venue
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary آمدن ، آغاز، حمله ، (حق. ) محل وقوع جرم یا دعوی، محل دادرسی، حوزه صلاحیت دادگاه .
- واژهنامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary venue حوزه قضايي، محل دادگاه، محل دادرسي، محل ارتکاب جرم (با ايراد ضرر) change of venue تغيير دادگاه، احاله دعوي به دادگاه ديگر venue of arbitration (see also: place of arbitration, situs of arbitration) مقر يا محل داوري
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version محل رسيدگى به جرم ،امدن ،اغاز،حمله ،(حق ).محل وقوع جرم يا دعوى ،محل دادرسى ،حوزه صلاحيت دادگاه قانون ـ فقه : محل تشکيل دادگاه
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Venue, Ben v. Function: geographical name ― see BEN VENUE