venue

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary آمدن ، آغاز، حمله ، (حق. ) محل وقوع جرم یا دعوی، محل دادرسی، حوزه صلاحیت دادگاه .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary venue حوزه قضايي، محل دادگاه، محل دادرسي، محل ارتکاب جرم (با ايراد ضرر) change of venue تغيير دادگاه، احاله دعوي به دادگاه ديگر venue of arbitration (see also: place of arbitration, situs of arbitration) مقر يا محل داوري
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version محل رسيدگى به جرم ،امدن ،اغاز،حمله ،(حق ).محل وقوع جرم يا دعوى ،محل دادرسى ،حوزه صلاحيت دادگاه قانون ـ فقه : محل تشکيل دادگاه
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Venue, Ben v. Function: geographical name ― see BEN VENUE
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}