vibrate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ارتعاش داشتن ، جنبیدن ، نوسان کردن ، لرزیدن ، تکان خوردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version ارتعاش داشتن ،جنبيدن ،نوسان کردن ،لرزيدن ،تکان خوردن
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary vi·brate v. Pronunciation: ' vī- ˌ brāt, esp Brit vī- ' Function: verb Inflected Form: vi·brat·ed ; vi·brat·ing Etymology: Latin vibratus, past participle of vibrare to brandish, wave, rock ― more at WIPE Date: 1616 transitive verb 1 : to swing or move to and fro 2 : to emit with or as if with a vibratory motion 3 : to mark or measure by oscillation 4 : to set in vibration intransitive verb 1 a : to move to and fro or from side to side : OSCILLATE b : FLUCTUATE , VACILLATE 2 : to have an effect as or as if of vibration 3 : to be in a state of vibration : QUIVER 4 : to respond sympathetically : THRILL synonyms see SWING
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}