vibrator

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ارتعاش کننده ، نوسان کننده .ارتعاش کننده ، نوسان کننده .وسیله ارتعاش و نوسان ، مرتعش کننده ، لرزانگر.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(vibrator): بازگشت به واژه vibrator ignition vibrator immersion vibrator induction vibrator internal vibrator synchronous vibrator vibrator coil نوسان گير،دستگاه ماساژ،ويبراتور،وسيله ارتعاش ،وسيله نوسان ،مرتعش کننده ،لرزانگر،ارتعاش کننده ،نوسان کننده علوم مهندسى : ويبراتور الکترونيک : لرزه گر عمران : دستگاهى که در ملات بتن نهاده و هواى داخل بتن را تخليه مى کند روانشناسى : دستگاه ارتعاش علوم هوايى : منبع مکانيکى توليد نوسانات سينوسى که اغلب براى تست بکار ميرود علوم نظامى : نوسان ساز ويبراتور کلمات مرتبط(6)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary vi·bra·tor n. Pronunciation:     ' vī- ˌ brā-tər Function:           noun Date:               1862 : one that vibrates or causes vibration: as a : a vibrating electrical apparatus used in massage or for sexual stimulation b : a vibrating device (as in an electric bell or buzzer)]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}