خودنما
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت ویژگی آنکه گرایش دارد که خود و کارهایش را نشان دهد یا بهتر از آنچه هست، نشان بدهد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary airy ; blatant ; cocky ; facer ; flaunty ; glaring ; hector ; ostentatious ; perky ; priggish واژه هاى شامل خودنما ـ (4)