vindication

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary حمایت، دفاع، اثبات بیگناهی، توجیه ، خونخواهی.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary vindicate (n. vindication) استيفاء کردن، احقاق حق کردن، دفاع کردن، توجيه کردن، اثبات کردن، اعاده حيثيت، رفع کردن ابهام يا سوء ظن vindication of right (s) استيفاي حق، احقاق حق
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary vindicatif|vindicative|vindicativement|vindication lat. vindicta «punition», en lat. impérial. pay-giri barâ ye guš-mâli yâ dâd e xod pas-giri kina-ju-i
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(vindication): بازگشت به واژه vindication vindication of right vindication of rights حمايت ،دفاع ،اثبات بيگناهى ،توجيه ،خونخواهى قانون ـ فقه : استيفاء،استيفاى حقوق کلمات مرتبط(2)
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary vin·di·ca·tion n. Pronunciation:     ˌ vin-də- ' kā-shən Function:           noun Date:               1613 : an act of vindicating : the state of being vindicated specifically : justification against denial or censure : DEFENSE ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}