virago

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary زن مرد صفت، زن شرور، زن پتیاره ، شیرزن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary zan e patiâri va bi-adab con mardân !
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version زن مرد صفت ،زن شرور،زن پتياره ،شيرزن
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary vi·ra·go n. Pronunciation:     və- ' rä-( ˌ )gō, - ' rā-; ' vir-ə- ˌ gō Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural -goes or -gos Etymology:          Middle English, from Latin viragin-, virago, from vir man ― more at VIRILE Date:               14th century 1 : a loud overbearing woman : TERMAGANT 2 : a woman of great stature, strength, and courage   –vi·rag·i·nous \və- ' ra-jə-nəs\ adjective ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}