visitation

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (visitational) سرکشی، عیادت، دیدار، مهاجرت موسمی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version بازرسى ، )visitational(سرکشى ،عيادت ،ديدار،مهاجرت موسمى قانون ـ فقه : اداره بازرسى و نظارت بر کار شرکتها
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary vis·i·ta·tion n. Pronunciation: ˌ vi-zə- ' tā-shən Function: noun Date: 14th century 1 : an instance of visiting: as a : an official visit (as for inspection) b : 2 WAKE 3 c : temporary custody of a child granted to a noncustodial parent 2 a : a special dispensation of divine favor or wrath b : a severe trial : AFFLICTION 3 capitalized : the visit of the Virgin Mary to Elizabeth recounted in Luke and celebrated July 2 by a Christian feast
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}