vitiate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary فاسد کردن ، تباه کردن ، معیوب ساختن ، خراب کردن ، ناپاک ساختن ، فاسد شدن ، تباه شدن ، بلااثر کردن .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary vitiate (n. vitiation) سبب بطلان شدن، بي اعتبار ساختن، ضايع کردن
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary vice|vitiate = vice 1 fra. vice de fabrication kâst-mand gardândan az kâr-âi andâxtan 2 eng. vitiate tabâh kardan
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version فاسد کردن ،تباه کردن ،معيوب ساختن ،خراب کردن ،ناپاک ساختن ،فاسد شدن ،تباه شدن ،بلااثر کردن
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary vi·ti·ate v. Pronunciation: ' vi-shē- ˌ āt Function: transitive verb Inflected Form: -at·ed ; -at·ing Etymology: Latin vitiatus, past participle of vitiare, from vitium fault, vice Date: 1534 1 : to make faulty or defective : IMPAIR 2 : to debase in moral or aesthetic status 3 : to make ineffective synonyms see DEBASE –vi·ti·a·tion \ ˌ vi-shē- ' ā-shən\ noun –vi·ti·a·tor \ ' vi-shē- ˌ ā-tər\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}