waiver

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (حق. ) ابطال، لغو، فسخ، صرفنظر، چشم پوشی.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary waiver اعراض (يا انصراف) از حق، اسقاط حق
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(waiver): بازگشت به واژه waiver sign a waiver waiver clause waiver of right اسقاط حق ،بار قابل پرتاب به خارج از هواپيما،(حق ).ابطال ،لغو،فسخ ،صرفنظر،چشم پوشى قانون ـ فقه : اعراض از حق بازرگانى : اغماض ،فسخ ورزش : صرف نظر کردن از ادعا علوم نظامى : بار قابل صرفنظر کلمات مرتبط(3)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary waiv·er n. Pronunciation: ' wā-vər Function: noun Etymology: Anglo-French weyver, from waiver, v. Date: 1628 1 : the act of intentionally relinquishing or abandoning a known right, claim, or privilege also : the legal instrument evidencing such an act 2 : the act of a club's waiving the right to claim a professional ball player who is being removed from another club's roster ― often used in the phrase on waivers denoting the process by which a player to be removed from a roster is made available to other clubs
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}