watcher

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary کسیکه پاسداری و نظارت میکند، مراقب.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کسيکه پاسدارى و نظارت ميکند،مراقب
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary watch·er n. Pronunciation:     ' wä-chər, ' wo ̇ - Function:           noun Date:               13th century : one that watches: as a : one that sits up or continues awake at night b : WATCHMAN c (1) : one that keeps watch beside a dead person (2) : one that attends a sick person at night d : a person who closely follows or observes someone or something <a Supreme Court watcher > ― often used in combination <celebrity- watchers > e : a representative of a party or candidate who is stationed at the polls on an election day to watch the conduct of officials and voters]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}