weakness

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ضعف، سستی، بی بنیه گی، فتور، عیب، نقص.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(weakness): بازگشت به واژه weakness black-square weakness organic weakness senile weakness sign of weakness white-squate weakness ضعف ،سستى ،بى بنيه گى ،فتور،عيب ،نقص کلمات مرتبط(5)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary weak·ness n. Pronunciation:     -nəs Function:           noun Date:               14th century 1 : the quality or state of being weak also : an instance or period of being weak <backed down in a moment of weakness > 2 : FAULT , DEFECT 3 a : a special desire or fondness <has a weakness for sweets> b : an object of special desire or fondness <pizza is my weakness >]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}