well timed
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary بموقع، بجا، بمورد، بهنگام، در وقت مناسب.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(well timed): بازگشت به واژه well timed well بموقع ،بجا،بمورد،بهنگام ،در وقت مناسب کلمات مرتبط(2)