welsh

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (welsher، welcher، welch)والش، اهل استان ولز انگلستان ، زبان ولز.( welch)اهلایالت ولزدربریتانیا، کلاه گذاشتن ، زیر قول زدن ، بتعهدخود عملنکردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(welsh): بازگشت به واژه welsh welsh mortgage welsher(،welcher،)welchوالش ،اهل استان ولز انگلستان ،زبان ولز،کلاه گذاشتن ،زير قول زدن ،بتعهدخود عمل نکردن کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Welsh adj. Pronunciation:     ' welsh, ' welch Variant:            also Welch \ ' welch\ Function:           noun Etymology:          Middle English Walsche, Welsse, from walisch, welisch, adjective, Welsh, from Old English wælisc, welisc foreign, British, Welsh, from Old English Wealh foreigner, Briton, Welshman, of Celtic origin; akin to the source of Latin Volcae, a Celtic people of southeastern Gaul Date:               before 12th century 1 : the Celtic language of the Welsh people 2 plural in construction : the natives or inhabitants of Wales 3 : WELSH PONY   –Welsh also Welch adjective ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}