whey

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary کشک ، آب پنیر، پنیر آب، شیر چرخ کرده .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(whey): بازگشت به واژه whey whey face whey faced کشک ،اب پنير،پنير اب ،شير چرخ کرده کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary whey n. Pronunciation:     ' hwā, ' wā Function:           noun Etymology:          Middle English, from Old English hwæg; akin to Middle Dutch wey whey Date:               before 12th century : the watery part of milk that is separated from the coagulable part or curd especially in the process of making cheese and that is rich in lactose, minerals, and vitamins and contains lactalbumin and traces of fat   –whey·like \- ˌ līk\ adjective ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}