wiry

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary سیمی، سفت، کج شو، قابل انحنائ، پرطاقت.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version سيمى ،سفت ،کج شو،قابل انحناء،پرطاقت
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary wiry adj. Pronunciation:     ' wī(-ə)r-ē Function:           adjective Inflected Form:  &nbsp wir·i·er \ ' wī-rē-ər\ ; -est Date:               1588 1 a archaic : made of wire b : resembling wire especially in form and flexibility <the wiry coat of the Irish terrier> < wiry stems> c of sound : produced by or suggestive of the vibration of wire <the violinist ⋯ often let his tone go nasal and wiry ― D. J. Henahan> 2 : being lean, supple, and vigorous : SINEWY <the wiry figure of a long-distance runner ― Phoenix Flame >   –wir·i·ly \ ' wī-rə-lē\ adverb   –wir·i·ness \-rē-nəs\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}