مرج
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم چراگاه.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل مرج ـ (6)
- اسم به چراگاه فرستادن چرنده.
- اسم چریدن چرنده.
- اسم درهم و برهم کردن.
- اسم ایجاد فساد کردن.
- اسم مرز.
- اسم زمینی که کنارههای آن را بلند ساخته در درون آن چیزی بکارند.