مرهم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم هر دارویی که روی زخم بگذارند تا بهبود یابد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary balm ; balmy ; cerate ; chrism ; demulcent ; dressing ; inunction ; oil ; ointment ; salve ; unction ; unguent واژه هاى شامل مرهم ـ (12)
- اسم مراهم.