پشم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (جانوری): موهای نرم، کوتاه و باریک که بر روی پوست بعضی جانوران مانند گوسفند، شتر و برخی حیوانات میروید.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary wool ; wooled واژه هاى شامل پشم ـ (74)
- اسم پشم در کلاه نداشتن کنایه از: اعتبار نداشتن، بیاعتبار.
- اسم پشم و پیلی پشم و مانند آن.