پنجره
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (ساختمان): هر نوع گشودگی، بویژه در دیوار ساختمان، برای ورود نور و هوا که معمولا از قابهای شیشهدار تشکیل میشود و میتوان آن را باز و بسته کرد. هر چیز مشبک.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary case ment ; casement ; grate ; grating ; peeper ; sash ; thirl ; window ; winnock واژه هاى شامل پنجره ـ (51)
- اسم ساختاری در دیوار اتاق، ساختمان یا وسیلة نقلیه برای وارد شدن روشنایی، هوا یا هر دو و دیده شدن قضای بیرون یا درون.