مزخرف
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- آراسته شده با چیزهای فریبنده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary absurd ; baloney ; fiddle faddle ; flapdoodle ; foolish ; havers ; hooey ; lockram ; ludicrous ; nerts ; nonsense ; nonsensical ; slag ; tawdry ; trashy واژه هاى شامل مزخرف ـ (3)
- سخن بی اصل و بی - معنی.
- زراندود.
- بی ارزش، بیهوده.
- زشت، ناپسند.
- یاوه گویی
- سخن احمقانه.
* عربی (اِمف.) #آراسته شده با چیزهای فریبنده. #سخن بی اصل و بی - معنی. #زراندود. #بی ارزش، بیهوده. #زشت، ناپسند. #یاوه گویی #سخن احمقانه.