پیراهن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم تن پوش، لباس. ؛ ~عثمان کردن بهانه کردن، دستاویز قرار دادن. ؛~ بیشتر پاره کردن کنایه از: سن و تجربة بیشتر داشتن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary sark ; shirt ; shirting واژه هاى شامل پيراهن ـ (31)
- اسم پیراهن