زرتشت

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. صفت زرتشت ممکن است در زبان معیار باستان به بصورت زَر ـ دُش قابل تجزیه باشد و صفت است؛ کسی که سینه یا زبانی تند دارد.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary zoroaster واژه هاى شامل زرتشت ـ (1)
  3. صفت زرتشت را زردشت، زرادشت، زراهشت، زردهشت، زرداهشت نیز گویند مرحوم دهخدا اصل آن زَرَثوشتَرَ می‌نامد. بعضی گفته‌اند او آذربایجانی بود، چون گشتاسپ معجزه طلب کرد، به کوره مس تفته اندر رفت. گاهی او را پیشرو و پیشوای آتش پرستان گفته‌اند.
  4. صفت زرتشت نام شخصی است از نسل منوچهر و شاگرد افلادوس حکیم که شاگرد فیثاغورث بود و در زمان گشتاسب دعوی نبوت کرد و مجوس او را پیغمبر دانند و زَند را کتاب آسمانی او گویند. و زعم فردوسی آنست که او از نسل ابراهیم(ع) است و نامش ابراهام و زردشت لقب اوست، چنانکه می‌گوید:
  5. صفت زرتشت یعنی آنکه زر پیش او زشت و مبغوض است، چنانکه در لغت دشت گذشت و اکثر اهل اسلام او را کاذب و ساحر دانند و شیخ مقتول و فاضل شهرزوری و علامه شیرازی و جمعی از متأخیرین، چون علامه دوانی و میرصدرالدین و غیاث‌الدین منصور او را نبی فاضل و حکیم کامل دانند و اﷲ اعلم.
  6. صفت در فقه امامیه، از اهل‌بیت منقول است که مجوس را شبه تاب از آن ثابت کنند که ایشان را رسولی بود زردشت نام، قوم فرس وی را تصدیق نکردند و بکشتند و کتاب وی بسوختند و بعد از قتل پشیمان شدند و هر کس هر چه از کتاب وی یادداشت نوشتند و خود نیز چیزی بدان دربستند و نام آن زَند است که الحال در میان است .(فرهنگ رشیدی)، از (غیاث اللغات). رجوع به تاریخ ایران باستان، یشت‌ها، مزدیسنا، یسنا، خرده اوستا و زردشت شود.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}