مسافرخانه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم ساختمانی دارای اتاقهای متعدد برای اقامت مسافران با تسهیلات رفاهی کمتر از هتل؛ جایی که مسافران در آن سکونت کنند، مهمانخانه، مهمانپذیر.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary hospice ; hotel ; imaret ; inn ; lodging house واژه هاى شامل مسافرخانه ـ (4)