دانشگاه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم منسوب به دانش؛ مؤسسه آموزش عالی شامل چندین دانشکده برای تدریس رشتههای گوناگون علمی در سطح بالاتر از دیپلم. جای دانش، محل تعلیم و تعلم دانش.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary academy ; college ; university واژه هاى شامل دانشگاه ـ (27)
- اسم مؤسسه علمی وسیع شامل چند دانشکده و مؤسسه.