دروازه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم در ورودی بزرگ و اصلی خانه، کاروانسرا در قدیم شهر بود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary gate ; gateway ; goal ; portal واژه هاى شامل دروازه ـ (17)
- اسم (ورزشی): جایی در دو سوی میدان فوتبال و برخی بازیهای دیگر که بازیکنان میکوشند توپ را در آن وارد کنند.