زنبه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم وسیلهای معمولاً به شکل مکعب مستطیل از چوب یا فلز برای حمل مصالح ساختمانی، که دو نفره دستههای آن را از دو طرف میگیرند، زنبر، زنبل، خرَک، نؤآ.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary barrow واژه هاى شامل زنبه ـ (1)