EX

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary EXW: EX Works (... named place) تحويل در محل کارخانه (... محل تعيين شده)
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(ex): بازگشت به واژه ex ex factory (exf) ex mill ex parte ex post facto ex quay ex ship ex ship (exs) ex voto ex warehouse ex works ex works (exw) ex. dividend ex-ante ex-ante saving (investment) ex-parte judgment ex-parte trial ex-post ex-post saving (investment) ex-prime-minister jus ex injuria non oritur بدون ،فاقد،قبلى ،سابق ،قديمى بازرگانى : کنار کلمات مرتبط(20)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Ex pref. Function:           abbreviation Exodus]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}