executory

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary executory اجرايي، قابل اجرا، مشروط به انجام شرطي، مؤجل executory consideration عوض موجل executory contract عقد موجل (عقدي که تعهدات موضوع آن کاملأ ايفاء نشده باشد)، عقد تدريجي executory sale بيع موجل
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(executory): بازگشت به واژه executory executory contract قابل اجرا،ادارى ،اجرائى کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ex·ec·u·to·ry adj. Pronunciation:     ig- ' ze-k(y)ə- ˌ to ̇ r-ē Function:           adjective Date:               1592 1 : designed or of such a nature as to be executed in time to come or to take effect on a future contingency 2 : relating to administration]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}