foreclosure

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary foreclose (n. foreclosure) سلب کليه حقوق راهن نسبت به عين مرهونه به دليل عدم پرداخت دين، فروش عين مرهونه براي تصفيه بدهي راهن، محروم کردن، ممانعت کردن foreclosure, nisi Br. اجراييه سند رهني foreclosure decree (see also: nisi foreclosure) اجراييه سند رهني foreclosure (see also: forced sale) فروش عين مرهونه nisi foreclosure Br. (see also: foreclosure decree) اجراييه سند رهني
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version قانون ـ فقه : سلب حق فک رهن از خود
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary fore·clo·sure n. Pronunciation:     - ' klō-zhər Function:           noun Date:               1713 : an act or instance of foreclosing specifically : a legal proceeding that bars or extinguishes a mortgagor's right of redeeming a mortgaged estate]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}