hoc

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary ad hoc Lat. موقتي، ويژه اختصاصي، مخصوص، براي مورد خاص، براي منظور خاص ad hoc Lat. arbitrator داوري که براي رسيدگي به دعوي (يا دعاوي) خاصي انتخاب مي شود ad hoc Lat. arbitration ارجاع يک موضوع خاص به داوري
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hoc): بازگشت به واژه hoc ad hoc ad hoc arbitration post hoc quoad(prep)hoc
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary hoc (as used in expressions) pron. ad hoc post hoc et hoc genus omne hoc age hoc opus hic labor est in hoc signo vinces post hoc ergo propter hoc quoad hoc ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}