زنبور
زبان مبدأ: فارسی
/cancari/
معنی فارسی
- اسم حشرهای است از گروه نازک بالان با نیشی قوی که به صورت گروهی زندگی میکند و به چند نوع تقسیم میشود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bee ; wasp واژه هاى شامل زنبور ـ (19)
- اسم زنبور وحشی که در طبیعت زندگی می کند و عسل تولید نمی کند.
- اسم واژه "زنبور" واژه ای ایرانی است و در سانسکریت نیز واژگانِ " cancu /cancari/cancarin " به چمِ "زنبور" آمده است. بسیاری از واژگانِ سانسکریت که با "c" آغاز می شوند، در پیوند با زبانِ پارسی به "ج/ز/چ" دگرگون پذیر هستند. در برخی واژگانِ سانسکریت نیز " c" دوم به " ب" در زبانِ پارسی. واژه یِ "زنبور" چنانکه در رویبرگِ پایین آمده است، با واژه یِ " جنب، جنبیدن" همریشه است؛ دگرگونیِ آواییِ " ج/ز" نیز در زبانهایِ ( باستانیِ ) ایرانی به فراوانی بوده است. ( به زیرواژه یِ " دگرگونی آوایی ز ج " در این تارنما مراجعه کنید. ) در سانسکریت "canc" به چمِ " جنبیدن، جستن، پریدن" بوده و با واژه یِ پارسیِ " جنب" همریشه است. همین واژه یِ سانسکریتِ " canc" با واژه یِ " cancu" و واژگانِ " cancari/cancarin" به چمِ " زنبور" همریشه است ( چنانکه در پایین می بینید ) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .…