interpleader

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary interpleader دعواي طاري که در آن خوانده از دادگاه بخواهد که خواهانها را وادار کند بدوأ دعواي بين خود را حل کنند تا مسئوليت مضاعف يا متعدد متوجه وي (خوانده) نشود
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version محاکمه اى که بموجب ان دو کس ناگزير ميشونداز اينکه.... خاتمه دهند
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 in·ter·plead·er n. Pronunciation:     - ' plē-dər Function:           noun Etymology:          Anglo-French enterpleder, from enterpleder, v. Date:               1567 : a proceeding to enable a person to compel parties making the same claim against him to litigate the matter between themselves]]> 2 interpleader n. Function:           noun Date:               circa 1846 : one that interpleads]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}