مسوده
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت نوشتهای که تصحیح و پاکنویس نشده است؛ پیشنویس، چرکنویس. مسود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary croquis ; draft ; minute ; sketch واژه هاى شامل مسوده ـ (6)
- صفت نوشتهای که بعداً اصلاح و پاکنویس شود، سیاه کرده شده.
- صفت نمونهای که چاپخانه از مطالب چیده شده دهد تا تصحیح و برگردانده شود.