lex

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary cessante ratione legis cessat et lex Lat. با از بين رفتن علت وجودي يک قانون، خود قانون نيز منسوخ و بلا اثر مي شود lex Lat. مجموعه قوانين، حقوق، نظام حقوقي lex actus Lat. قانون حاکم بر معامله (در موارد تعارض قوانين) lex causae Lat. قانون حاکم بر دعوي lex communis Lat. (see also: common law, jus commune) حقوق عرفي، "کامن لا"، قوانين مبتني بر عرف، رويه قضايي در انگلستان lex dilationes semper exhorret Lat. تأخير هميشه از نظر قانون مذموم است lex domicilii Lat. قانون کشور محل اقامت lex fori Lat. (see also: law of the forum) قانون دادگاه (قانون کشور، ايالت يا حوزه قضايي که دعوي در دادگاه واقع در آن اقامه شود) lex loci Lat. قانون محل (انعقاد قرارداد) lex loci actus Lat. قانون محل انجام فعل lex loci celebrationis Lat. قانون محل انعقاد قرارداد، قانون محل برگزاري مراسم ازدوج (در حقوق انگليس) lex loci contractus Lat. قانون محل انعقاد قرارداد lex loci delicti commissi Lat. (var. lex loci delictus, lex loci delicti) قانون محل ارتکاب جرم يا شبه جرم lex loci rei sitae Lat. (see also: lex situs) قانون محل وقوع مال lex loci solutionis Lat. قانون محل پرداخت دين يا ايفاي تعهد يا اجراي قرارداد lex situs Lat. (see also: lex loci rei sitae) قانون محل وقوع مال lex specialis Lat. قانون خاص lex specialis derogat generali Lat. قانون خاص اقوي از قانون عام است lex talionis Lat. (see also: retaliate, retorsion) قصاص، اقدام تلافي جويانه يک دولت نسبت به اتباع دولت ديگر
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(lex): بازگشت به واژه lex consuetude-est-alterra-lex قانون ـ فقه : قانون کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary lex n. Pronunciation:     ' leks Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural le·ges \ ' lā-( ˌ )gās\ Etymology:          Latin leg-, lex Date:               circa 1775 : LAW ]]> lex (as used in expressions) n. de minimis non curat lex salus populi suprema lex esto inter arma silent leges silent leges inter arma ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}