عبا

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم عبا با نام‌های شولا از پوشش‌های بسیار کهن در منطقه فلات ایران بوده است که به دلیل نوع پارچه استفاده شده در سردی هوا و فصل‌های دیگر استفاده می‌شده‌است . از قدیم‌ترین تصاویر که یک فرد ایرانی عبا یا با نام ایرانی آن شولا بر تن دارد متعلق به پادشاه ماد در کنار آتشدان مقدس‌ است که به ستایش خداوند مشغول است.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary aba ; cloak واژه هاى شامل عبا ـ (1)
  3. اسم در تخت جمشید در چندین تصویر که مادها را نشان میدهد شولا یا عبا بر دوش آنهاست همچنین تصور دو موبد برسم بدست که از مناطق آسیای میانه در بخش ایران خاوری متعلق به دوره اشکانیان بدست آمده که هر دو را شولا بر دوش نشان داده‌است که حواشی عبایشان کار شده‌میباشد
  4. اسم [عباء]
  5. اسم جامة گشاد و بلند و جلو باز با آستین‌های کوتاه.
  6. اسم که معمولا در کشور های عربی به تن می کنند اما در دیگر کشور‌های اسلامی هم آن را به تن می کنند بزرگان دین به تن کردن عبا را به مسلمانان سفارش کرده‌اند
  7. اسم درحال حاظر عباها دارای سه رنگ مرسوم هستند سفید و سیاه و قهوه‌ای. عبا یکی از لباس‌های روحانیون شیعه هست.
  8. اسم اصولا زیر عبا لباسی بلند و گشاد به نام دشداشه به تن می‌کنند.
  9. اسم پوششی بلند و گشاد از پشم و یا نخ است که یک میان باز است و دو سوراخ آستین در طرفین دارد که دست‌ها را از آن بیرون میاورند.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}