مشروطه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- حکومت دارای پارلمان که نمایندگان ملت در کارهای دولت نظارت داشته باشند، دارای نظام مشروطیت.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary conditional واژه هاى شامل مشروطه ـ (1)
* عربی مشروطة (اِمف.) # حکومت دارای پارلمان که نمایندگان ملت در کارهای دولت نظارت داشته باشند، دارای نظام مشروطیت.