مشعث
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- پراکنده.
- ژولیده شده، آشفته گردانیده.
- در علم عروض «مفعولن» چون از «فاعلاتن» خیزد، آن را مشعث خوانند.
* عربی (اِمف.) #پراکنده. #ژولیده شده، آشفته گردانیده. #در علم عروض «مفعولن» چون از «فاعلاتن» خیزد، آن را مشعث خوانند.