مشمول
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- فراگرفته شده، شامل شده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary inclusive ; liable ; subsumption واژه هاى شامل مشمول ـ (10)
- کسی که به سن قانوی برای ورود به نظام وظیفه رسیده.
* عربی (اِ مف.) #فراگرفته شده، شامل شده. #کسی که به سن قانوی برای ورود به نظام وظیفه رسیده.