pais

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary in pais Lat. (var. pays) خارج از دادگاه، بدون مراجعه به دادگاه matter in pais (see also: matter of fact) اموري که با شهادت قابل اثبات باشند، امر موضوعي (در مقابل matter of law) pais Lat. (var. pays) حومه، محله، هيأت منصفه، افرادي که اعضاي هيأت منصفه از ميان آنها انتخاب مي شوند pais, matter in Lat. (see also: matter of fact) امر موضوعي (در مقابل matter of law) ، اموري که با شهادت قابل اثبات باشد pays (var. pais) هيأت منصفه، افرادي که اعضاي هيأت منصفه از ميان آنها انتخاب مي شوند per pais Lat. توسط هيأت منصفه trial per pais (see also: jury trial, trial by jury) محاکمه با حضور هيأت منصفه
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(pais): بازگشت به واژه pais per pais
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}