مصدر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (ادبی): در دستور زبان کلمهای که با افزودن پسوند ــَـ ن به آخر بُن ماضی ساخته میشود و بر انجام کار یا داشتن حالتی یا اِسناد، بدون مفهوم زمان و شخص دلالت میکند، مانند بردن و گفتن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary infinitive ; orderly واژه هاى شامل مصدر ـ (4)
- اسم فعلی است بدون زمان و ضمائر. جمع مصادر
- اسم منبع، جای بازگشت، سرچشمه.
- اسم (نظامی): گماشته.