possessory

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary possessory تصرفي، مربوط به تصرف، مبني بر تصرف possessory action دعواي تصرف possessory interest حق انحصاري تصرف ملک possessory lien (see also: general lien, particular lien) حق حبس مال خاص (مانند حق حبس انبار يا تعميرکار، نسبت به مالي که به او سپرده شده) possessory warrant دعواي رفع تصرف عدواني از منقول (از طريق دادرسي اختصاري)
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(possessory): بازگشت به واژه possessory possessory action possessory right possessory title possessory will vesting possessory rights تصرفى ،مالکانه قانون ـ فقه : سهم مالکانه کلمات مرتبط(5)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary pos·ses·so·ry n. Pronunciation:     pə- ' ze-sə-rē, - ' zes-rē also - ' se-sə-rē or - ' ses-rē Function:           adjective Date:               15th century 1 : of, arising from, or having the nature of possession < possessory rights> 2 : having possession 3 : characteristic of a possessor : POSSESSIVE ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}