possessory lien
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary general lien (see also: particular lien, possessory lien) حق بستانکار براي حبس اموال بدهکار particular lien (see also: general lien, possessory lien) حق حبس مال خاص (مانند حق حبس انباردار يا تعمير کار نسبت به مالي که به او سپرده شده) possessory lien (see also: general lien, particular lien) حق حبس مال خاص (مانند حق حبس انبار يا تعميرکار، نسبت به مالي که به او سپرده شده)