مصدق
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- شخصی که گفتار او را راست دانند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary certifier
- تصدیق شده، گواهی شده.
- کسی که شخصی یا شیئی را تصدیق کند، راستگو دارنده. م
- قید مکذب.
- قید آن چه که موجب تصدیق گردد، مؤید.
- قید باور کننده.
- قید مقوم، ارزیاب.
- قید مصدقین.
* عربی (اِمف.) #شخصی که گفتار او را راست دانند. #تصدیق شده، گواهی شده.