مضرس
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- دندانه دار.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary cirhose ; cirrate ; cirrose ; crenulate ; crenulated ; crinkle ; dentate ; denticulate ; denticulated ; ridgy ; runcinate ; seried ; serrate ; serrulate ; serrulated واژه هاى شامل مضرس ـ (7)
- مبتلی به سختی ومشقت.
- سختی دیده، آزموده.
- منقوش به نقش ونگارهایی به صورت دندانه.
* عربی (اِمف.) #دندانه دار. #مبتلی به سختی ومشقت. #سختی دیده، آزموده. #منقوش به نقش ونگارهایی به صورت دندانه.