rei

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary actor sequitur forum rei Lat. خواهان (شاکي) تابع دادگاه محلي است که مال مورد اختلاف در آن قرار دارد، خواهان (شاکي) تابع دادگاه محل اقامت خوانده است exceptio rei judicatae اعتبار قضيه محکوم بها، ايراد امر مختوم forum rei gestae Lat. دادگاه محل انجام عمل يا ارتکاب فعل forum rei sitae Lat. دادگاه محل مال مورد اختلاف lex loci rei sitae Lat. (see also: lex situs) قانون محل وقوع مال
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}